سيد محمد كمره اى
397
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
تفصيل تير خوردن فتح السلطنه بعد به خانه دكتر حسين خان احياء السلطنه رفته سهام الملك برادرزاده امير اعظم اظهار داشت كه فتح السلطنه بعد از گلوله خوردن ، چون سابقا ناخوش ، و معالجه مىكرد ، وضعش زيادتر شد اما خطرى نيست . خودش از طرف دكتر يونس خان حكيمش مظنون است كه بىموقع آمد و كنار اطاق نشست و در موقع خالى شدن تير ابدا وحشتى نكرد . ليكن سهام الملك عقيده خودش اين بود كه اين تير از ناحيه پسرهاى ديگر اميرنظام همدانى است كه فتح السلطنه را حامى و كمك امير ارفع ، برادر خودشان مىديدند . بعد من به احياء السلطنه پيغام خودم را كه به صاحباختيار داده بودم و جواب مساعد او را كه من بعد با كمال محبت و يگانگى با احياء السلطنه رفتار و حقوق او را با يك مقام و منصبى برايش درست مىنمايم . [ دادم ] بعد از خانه دكتر بيرون آمده ساعت يك و نيم از شب از راه بازار به خانه آمده ، در بين ، پنير و پنج سير آبنبات خريده ، شب شام نان و پنير و انگور و ماست داشته خورديم . هوا هم امشب بهشدت حبس و گرم . ساعت پنج از شب آب آمد و تا صبح من و احمد مشغول آبيارى باغچهها ، مقارن اذان خوابيديم . توصيهء سردار اسعد سهشنبه پنجم ذيقعده . - صبح بعد از خواب و خوردن چايى ، آقا مشهدى رضاى كاشانى براى گرفتن مقدارى وجه براى مسافرت به كمره آمده بود . خيلى از نتوانستن خجل شده ، عذر خواستم . بعد ايشان رفته ، من هم بعد از قدرى چيدن چغندر و برگش براى آش و گردش در باغچهها بيرون آمده از درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان ، آقا اكبر آقا را ديده ، تلگراف سردار اسعد كه توصيه ايشان به حكومت تويسركان شده به ايشان دادم . كاغذ كه به اسد الله خان پسر صارم الدوله بايد برسد از اكبر آقا خواهش نمودم رسانده ، جواب گرفته كه به كمره نزد آقا مشهدى محمد رضاى تاجر بفرستم . قرار ملاقات با وثوق الدوله از آنجا به اداره مرآت الممالك رفته ، به مساعدت ايشان كه آدمش را راهنماى من نمود به اطاقهاى معروف بادگير مرا رساند . يادداشتى به وثوق الدوله نوشته كه